آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

5:14 صبح چهارشنبه، 31 تیر 1388

دردسرهای رئیس‌جمهور انتصابی، یادداشتی به قلم سعید رضوی‌فقیه

تنها یک سال پس آز اغاز نخستین دوره ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد دردسرها و مشکلات دولت وی برای محافظه‌کاران اشکار شد. طرح شعارهای دهان‌پرکن در حوزه مسائل داخلی و خارجی و البته بدون ضمانت و قابلیت اجرا؛ ایراد اتهام و افترا به همه جریان‌ها و جناح‌های سیاسی کشور حتی بخشی از محافظه‌کاران بدون ارائه سند و مدرک و از همه مهم‌تر ناکارایی چشمگیر در اداره کشور به رغم طرح ادعاهای گزاف از جمله مسائلی بود که آشکار می‌ساخت اقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری دردسرساز و مشکل‌آفرین نه تنها برای مردم و کشور بلکه برای محافظه‌کاران است.



محافظه‌کارانی که برای اولین بار قوه مجریه را در دست گرفته بودند و به اختیار یا به اکراه از اقای احمدی‌نژاد و دولتش حمایت می‌کردند. شاید یکی از مهم‌ترین دردسرهای اقای احمدی‌نژاد برای محافظه‌کاران وقوع شکاف و انشقاق در این جناح بود به نحوی که امید به یکپارچه شدن مجدد آن برای همیشه از دست رفت.

امروز اما با گذشت چهار سال از دولت اول اقای احمدی‌نژاد و به ویژه پس از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری به نظر می‌رسد که دولت رئیس‌جمهور انتصابی باید در انتظار رویارویی با مشکلات و دردسرهایی باشد که زمینه آنها را خود در چهار سال گذشته فراهم آورده و به عبارت دیگر هر چه در دوره اول باد کاشته حالا باید آماده درو کردن طوفان باشد.

پیش از هر چیز برگزاری انتخابات پر مسئله اخیر قابل ذکر است که ظاهرا بنا بود برای همیشه انتخابات ازاد را در ایران به یک افسانه بدل نموده و با بر چیدن بساط جمهوریت ته‌مانده اختیارات مردم را نیزاز ایشان سلب کند. نتیجه این خطای استراتژیک آن بود که با اعتراضات گسترده و میلیونی مردم بحران سیاسی بزرگی به مدت بیش از دو هفته کشور را فرا گرفت و هم اینک نیز به صورت بحران مشروعیت و اعتبار هم برای رئیس جمهور و قوه مجریه و هم برای کل ارکان حکومت همچنان تداوم دارد.

شاهد تداوم وضعیت بحرانی در کشور هم سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری است. به سخن دیگر نه تنها اقای احمدی‌نژاد و دولتش با بحران جدی مشروعیت روبه روست بلکه کل نظام را هم با چنین بحرانی رو به رو کرده است و بنابراین قطعا باید دیر یا زود پاسخگوی پیامدهای طبیعی اقدامات خود در برابر دیگر نهادها و ارکان حکومت باشد. اینکه ارکان حکومت برای حفظ یکپارچگی قدرت خود اشکارا از اقای احمدی‌نژاد و نتیجه انتخابات اخیر حمایت کرده‌اند یک چیز است و اینکه ولو در خفا هر کسی باید مسئولیت عواقب عملکرد خود را بپذیرد چیزی دیگر است. این فقدان مشروعیت واعتبار در اینده نزدیک تاثیرات خود را هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی آشکار خواهد کرد.

در عرصه داخلی به عنوان مثال آقای رئیس جمهور باید به زودی با مجلس بر سر اخذ رای اعتماد برای کابینه مورد نظرش دست و پنجه نرم کند و یا به خواسته‌های مجلس و نیروهای ذی‌نفوذ بیرون از مجلس تن بدهد و به یک توافق با کلیات جناح محافظه‌کار برسد و یا آنکه اختلافات و دعواهای درونی محافظه‌کاران را که از قضا کم نیستند به مذاکرات علنی نمایندگان در صحن مجلس بکشاند و اوضاع حکومت و محافظه کاران را از این که هست بدتر کند.این قصه در دیگر مناسبات دولت و مجلس ازبحث تصویب لوایح احتمالی اینده دولت تا بحث بر سر معطل ماندن مصوبات گذشته مجلس نیز مصداق خواهد داشت. طلایه این مشکل هم موضوع جنجالی انتصاب مشایی به معاونت اولی و مخالفت‌های گسترده اقتدارگرایان حامی احمدی‌نژاد با این اقدام است.

در عرصه سیاست خارجی تا همین جا آقای رئیس جمهور دو امتیاز منفی در کارنامه خود ثبت کرده است ایشان که بر اساس تجربیات چهار سال گذشته نشان داده که میل و اشتهای بسیار به سفرهای رسمی خارجی و شرکت در مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی صرف‌نظر از مناسبت یا عدم مناسبت و مصلحت یا عدم مصلحت دارد مجبور شده به خلاف اعلام قبلی و بنا به دلایل نامعلوم و اعلام نشده از شرکت در اجلاس اتحادیه افریقا در لیبی و اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در مصر چشم بپوشد که به هر صورت از سوی ناظران و تحلیل گران به کاهش اعتبار و تنزل موقعیت داخلی و خارجی اقای احمدی نژاد تعبیر می شود.

این مسئله وقتی معنادارتر می‌شود که در نظر بگیریم آقای احمدی‌نژاد طی چهار سال گذشته همواره کوشیده است با سفرهای داخلی و خارجی و اظهار نظر های غیر متعارف در این سفرها خود را مطرح نموده و با قرار گرفتن در کانون خبرسازی‌ها برای خود اهمیت ویژه خبری دست و پا کند.

 در هر صورت اقای احمدی نژاد رئیس جمهوری بوده است که درگذشته دردسرهای زیادی برای جمهوری اسلامی و جناح محافظه کار ایجاد کرده اما به نظر می رسد که در اینده خودش هم باید در کنار محافظه کاران و ارکان نظام با درد سرها و مشکلات متعدد داخلی و خارجی دست و پنجه نرم کند. علاوه بر اینکه حداقل در خفا باید پاسخگوی درد سرهای زیادی باشد که برای کلیت نظام و جناح محافظه کار تولید کرده و شاید هم روزی مجبور شود تاوان همه اینها را یکجا پس دهد.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه