بیشک اکثریت قریب به اتفاق بدنه کارشناسی و نخبگان کشور، حاضر نیستند با دولت کودتا همکاری کنند. حتی آنها که با وجود داشتن انتقاد از احمدینژاد، حاضر شدند با دولت نهم همکاری کنند تا کشور به بحران کشیده نشود، امروز دیگر حاضر نیستند در کابینه رئیس دولتی که با تقلب انتخاب شده و با ریختن خون جوانان تثبیتش کردهاند، حضور یابند.
روحانیان راستگرایی که سرنوشت پورمحمدی و اژهای را دیدهاند، مدیران کارشناسی که گفتههای واپسین دانشجعفری و مظاهری را خواندند، حتی آرمانگرایان تندروی راست که از عاقبت کار صفار هرندی خبردار شدند و یا دلسوزانی که در هر حوزهای، خرابی کارها را به رهبر گزارش دادند و نتیجهاش را چشیدند، کدامیک از آنها حاضرند بار دیگر زیر بار ننگ همکاری با دولت کودتا بروند؟
اما اگر این طیف بزرگ نخبگان به کابینه کودتا نروند، چه کسانی جای آنها را پر خواهند کرد؟
حلقه اول، همنشینان رییس دولت کودتا
همکلاسیهای دوران دانشجویی، همکاران دوران فرمانداری و استانداری در استان اردبیل و چند نفر دیگر که هنوز دلیل و محل آشنایی آنان با رییس دولت کودتا مشخص نیست، حلقه اول یاران وی را تشکیل میدهند. افرادی چون اسفندیار رحیممشایی، صادق محصولی، علی سعیدلو، مجتبی ثمره هاشمی، مسعود زریبافان، غلامحسین الهام، جواد شمقدری، پرویز فتاح، مهدی کلهر، علیاکبر جوانفکر، غلامرضا شیخالاسلام و چندنفر دیگر که هر یک به نحوی در شکلگیری دولت کودتا سهیم بودهاند و حالا نیز در ترکیب کابینه، در هر جا رییس دولت کودتا بخواهد، برای خدمتگزاری حاضرند؛ چنانکه جواد شمقدری چند روز قبل گفته بود: در مقام جاروکش دولت کودتا هم آماده به خدمت است. عداوت ددمنشانه این حلقه با جنبش سبز، از روز روشنتر است و اگر اتفاق خاصی نیفتد، به نظر میرسد حتی اگر سهمی دندانگیر و حضوری قابل توجه در مجموعه دولت نصیبشان نشود، همچنان همسو با جریان حاکم به حیات سیاسی خود ادامه خواهند داد.
اعضای شاخص احزاب حامی کودتا
اعضای ارشد دو گروه اصلی حامی احمدینژاد در انتخابات که به «احمدینژادیها» مشهورند، یعنی جمعیت ایثارگران و رهپویان انقلاب که چند عضو مشترک نیز دارند و در مجلس هم فراکسیون انقلاب را راهاندازی کردهاند، از جمله افرادی هستند که بعید نیست ننگ حضور در ترکیب کابینه به عنوان وزیر و یا در مجموعه دولت و سازمانهای تابع را بپذیرند. چهرههایی چون حسین فدایی، علیرضا زاکانی، پرویز سروری، حمید رسایی، علیاصغر زارعی و ... از جمله این افراد هستند که از ابتدا با احمدینژاد عهد اخوت بستهاند و علاوه بر اینکه ننگ همراهی با دولت کودتا را به جان خریدهاند، برخی از آنان همچون حسین فدایی خود مستقیما" در جریان سرکوب مردم معترض شرکت داشته و در بازجویی از اسیران نهضت سبز نقشهای کلیدی ایفا کردهاند.
چهرههای امنیتی و مباشران سرکوب
گروه سومی که حضورشان در دولت کودتا قطعی است، اعضای ارشد دستگاه اطلاعات موازی و چهرههای امنیتی بدنام طرد شده از سوی بدنه وزارت اطلاعات و برخی چهرههای بدنام نظامی هستند؛ افرادی که این روزها با سرپرستی مستقیم احمدینژاد بر وزارت اطلاعات، مشغول پاکسازی چهرههای مستقل از مجموعه این وزارتخانهاند. از چهرههای شاخص این طیف میتوان به حسین طائب فرمانده فعلی نیروی مقاومت بسیج، احمد سالک رییس سابق سازمان گزینش، روحالله حسینیان رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سردار محمد رویانیان رییس پلیس راهور ناجا، سردار احمدیمقدم فرمانده ناجا، احمدرضا رادان جانشین فرمانده ناجا و ... اشاره کرد. این طیف احتمالا در دولت کودتایی دهم بخشهایی چون وزارت اطلاعات، وزارت کشور و برخی بخشهای مهم دولت را که قرار است به شکل امنیتی مدیریت شوند، هدایت خواهند کرد.
چهرههای رسانهای حامی کودتا
مدیران رسانههای حامی دولت کودتا هم از سفره تنعم این دولت بهرهمند میشوند و پاداش خوشخدمتیهایشان را میگیرند. شنیده شده که مدیرعامل خبرگزاری ایرنا به پاس خوشخدمتیهایش مهیای سفر به چین میشود تا سفیر دولت کودتا در پکن باشد و مدیرعامل خبرگزاری فارس، تریبون اصلی کودتاچیان، هم در انتظار تصمیم رییس دولت است تا مزد تلاشهای شبانهروزی خود برای یافتن یا بافتن ارتباطات مخوف میان نهضت مستقل مردم با عوامل بیگانه را از رییس دولت کودتا دریافت کند. مهرداد بذرپاش، مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا و مدیر روزنامه یکسره دروغپرداز وطن امروز که اخیرا به عنوان رییس سازمان ملی جوانان منصوب شده بود، نیز هرچند به حلقه اول یاران رییس دولت کودتا نزدیک است، اما طی یک سال گذشته بیشتر به واسطه فعالیتهای رسانهای روزنامهاش در صدر اخبار بوده است. وطن امروز در طول انتخابات دهم یکی از مهمترین تریبونهای دولت کودتا برای تخریب چهرههای ملی و انقلابی بود و این عملکرد مطمئنا در دولت کودتا بیپاداش نخواهد ماند.
حلقه شاگردان مصباح؛ حامیان حکومت اسلامی
گروه دیگری که در شکلگیری دولت کودتا نقش داشته و پس از کودتای 22خرداد نیز به صورت روزانه در حال تئوریزه کردن مبحث مشروعیت الهی قدرت در حکومت اسلامی و رد نقش مردم در مشروعیت بخشی به حاکمیت بودهاند، شاگردان محمدتقی مصباح یزدی مروج اصلی خشونت در دوران اصلاحات هستند. چهرههایی چون قاسم روانبخش، مرتضی آقاتهرانی، سقای بی ریا و ... نیز از دیگر افرادی هستند که احتمالا" نقشهایی را در میان وزیران بهعهده خواهند گرفت.
نمایش جوانگرایی و دروغ بزرگی به اسم وزیر زن
در روزهای اخیر بسیاری از رسانههای حامی کودتا از جهش بزرگ در تعداد جوانان حاضر در ترکیب وزرای کابینه سخن گفتهاند. حتی یکی از مشاوران رییس دولت کودتا گفته بود بهترین حالت این است که وزیران کابینه در سنی مابین 30 تا 40 سال باشند. گفته میشود این سخنان بخشی از برنامه جدید کودتاچیان برای اعفال تودههای مردم است. آنان از منفور بودن بسیاری از چهرههای شاخص جریان کودتا در میان قشرهای مختلف مردم آگاهند و بنابراین میخواهند با معرفی چهرههای جوان گمنام، که اکثرا اعضای بسیج دانشجویی تازه فارغ از تحصیل در دانشگاهها هستند و نیز برخی نیروهای جدید دستگاه امنیتی دولت که اکثرا در سپاه و بسیج مشغول بودهاند، آنها و همچنین برخی شاگردان موسسه مصباح در قم را به عنوان وزیران کابینه وارد گود قدرت کنند.
اما این جز نمایشی برای فریب افکار عمومی نخواهد بود چراکه این وزیران جوان اختیاری از خود نخواهند داشت، بلکه تنها به مثابه ظاهری جوان برای دولت ایفای نقش میکنند، در حالی که باطن ماجرا همان است که بود و تصمیمگیران دولت همان چهرههای بدنامی هستند که در پشت پرده همچنان به فعالیتهای خود در بخشهای مختلف دولت ادامه میدهند.
استفاده از وزیر زن دیگر نعل وارونهی دولت کودتا است تا از خود چهرهای مدرن و امروز ارائه کند، در حالی که حنای این دولت دیگر رنگی ندارد و با وزیر شدن یک یا دو زن که حتی خود به برابری حقوق زنان و مردان باور ندارند، ننگ ستیز با زنان طی 4سال اخیر از خاطره جمعی جامعه پاک نمیشود. فکر واقعی حاکم بر این دولت، در موضوع حقوق زنان، همان است که زن الهام دیروز گفت و حرف هم حرف او نیست،
حرف مصباح و یزدی و علمای متحجر حوزه است که هنوز هم از شنیدن واژه تحجر به خود میلرزند.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)