آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

7:07 صبح جمعه، 23 مرداد 1388

نامه یک برادر به برادر دربندش: مجیدجان چون کوه باش!

کامران زمانی برادر مجید زمانی است که در جریان حوادث پس از انتخابات دستگیر شد. وس در نامه‌ای سرگشاده به برادرش او را به مقاومت در دوران بازداشت دعوت کرد. متن این نامه‌ که در سایت جرس منتشر شده را در زیر می‌خوانید:


برادرم, مجید عزیز، سلام
چند صباحیست که در پشت دالان این ناکجاآباد مخوف، رمز دیدار تو را می‌کاوم و بر سجاده خاک, خش خش پای تو را می‌پویم. تو در این حصار و من در حصار اندوه، لبریز از التهابی درک ناشده گدای دیدارت. شعبان که به نیمه رسید چکاوکی سرزنده درمعرض خورشید با نغمه‌ای هوش ربا ترنم ضلالی تو را سر می داد و من همچو کلافی سر در خود مغموم و منتظر به داوری بی ردای قاضیان که ذاتش درایت وانصاف است و هیاتش زمان.

مبهوتم و وامانده که نا آگاه از روز میلادش، آن ناجی مطلق، آن موجودیت محض، آن دادخواه مظلومان در آن نامتناهی ظلمانی بر تو چه گذشت؟ دانم که قلبت را آراییده‌ای و تسبیح کنان دریا دریا بی‌تابی به ظهورش. گویی زمانش قریب است و بساطش مهیا. دراین روزگار فریبای نقش باز، حال همه بدجور خوب است! شاید اگرت توان شنفتن بود پژواک آواز فروچکیدنشان در این کهکشان بی‌پایان را می‌شنیدی. مردم شهر فانوس بدست رد تورا می‌جویند و من نیز بی هراس از بیشه تهمت در کنج سرایم سلولی ساخته‌ام تادر تنگنایش با چراغی که در نهانخانه قلبم دارم درس آزادگی جویم تا آن طور هم که شاعر می‌گوید روزگارت غریب نباشد نازنین. در این پریشان شبهای مهتاب گون با اشکهایی که لرزیده از دوچشم پر از آتش وخون تورا یاد می‌کنم. زانوانت را از سینه جدا کن، دست از سر بردار، چون کوه باش و طلوع را به انتظار بشین.

به امید آزادی

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه