آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

7:54 عصر چهارشنبه، 28 مرداد 1388

یادداشت وارده

سرانجام کودتایی که نام رستاخیز ملی بر آن نهادند

امیر حسین کاظمی

نگارنده در بخشی از این یادداشت آورده است: "اين کودتا گرچه در مرحله نخست موجب تقويت ديکتاتوري شاه شد و توانست سیاست مبارزه اجتماعی را کم کم به سیاست مهندسی اجتماعی تبدیل کند و آرامشی را بوجود آورد که محمد رضا پهلوی آن را نشانه رضایت و مشروعیت رژیم خود بداند ولي در نهايت به انقلاب اسلامي سال 1357 انجاميد. نظارت شدید پلیسی بر زندگی مخالفان و سرکوب و خفقان بیست و پنج سال، طبقه جدیدی به بار آورد که نظریاتی بسیار تندتر از نظرات حزب توده و جبهه ملی داشت و آشتی ناپذیری بوجود آمد که سرانجام به نابودی رژیم شاهنشاهی منجر شد."


/ کودتای آمریکایی - انگلیسی 28 مرداد 1332 در زمان پرجوش و خروش تاريخ معاصر ايران و در گرماگرم جنگ سرد بلوک سوسياليستي (جماهير شوروي) و غرب رخ داد. سازماني که در سال 1328 توسط دکتر مصدق و یارانش پايه گذاری شد دو هدف را پیگیری کرد:

1- ملي کردن صنايع نفتی که در آن زمان تحت کنترل کامل دولت انگليس بود.
2- استقرار يک نظام سياسي بر مبناي حاکميت ملي و دموکراسي در ايران. مردم ايران از اين دو برنامه شديداً به هيجان آمدند و جبهه ملي به سرعت مهم ترين عامل فعال صحنه سياسي ايران شد. در سال 1330 محمدرضا شاه ملزم به قبول نخست وزيري دکترمصدق و ملي شدن صنعت نفت شد، چيزي که باعث درگيري و رويارويي مستقيم با دولت انگلستان شد. بریتانیا با ممانعت از صدور نفت ايران و اعمال يکسري دخالت‏هاي ديگر به برنامه ريزي بلندمدت جهت سرنگوني دولت دکترمحمد مصدق مشغول شد.

ماموران متخصص مسائل ایران در سازمان سیا و سرویس‏های جاسوسی انگلیس توانستند در یک برنامه طراحی شده ی مدون شش مرحله‏ای و با کمک افسران ناراضی سلطنت‏طلب کمیته نجات وطن و نمایندگان خود فروخته وابسته و تحریک احساسات مذهبی مردم، دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون سازند.

در تاریخ به ندرت می‏توان یافت که در اوج نبرد بر سر آزادی و استقلال یک کشور گروه‏هایی از افراد نیروهای مسلح، جمعی از نمایندگان مجلس که سال‏ها وزیر و وکیل بوده‏اند به خدمت دشمن درآیند و دانسته به میهن خود خیانت کنند. اما در 28 مرداد سال 1332 هجری شمسی این اتفاق به نام کودتا در تاریخ ایران ثبت شد.

از فردای کودتا، یعنی 29 مرداد، دستگاه مخوف فرمانداری نظامی به کار افتاد و ترور و وحشت سراسر کشور را فراگرفت. هزاران زن و مرد آزادی خواه و اعضای جمعیت‏های سیاسی، مذهبی، کارگری، بازاری و دانشگاهی در تهران و شهرستان‏ها به زندان افتادند و بسیاری از دستگیر شدگان در سیاه‏چال‏های فرمانداری نظامی توسط سرتیپ فرهاد و سرتیپ تیمور بختیار شکنجه و در برابر جوخه‏های اعدام قرار گرفتند.

بیشتر وزیران و همکاران دولت و جمعی از نمایندگان فراکسیون نهضت ملی و افسران و نظامیان طرفدار دولت دکتر مصدق دستگیر و در دادگاه‏های نظامی به زندان و تبعید محکوم شدند. همه روزنامه‏های ملی توقیف و فعالیت احزاب وابسته به جبهه ملی ممنوع گردید و چند تن از سران آن‏ها همچون خلیل ملکی رهبر حزب زحمت کشان ملت ایران و داریوش فروهر دبیر کل حزب ملت ایران به زندان افتادند.

با این همه کودتا نتوانست درک و آگاهی مردم و آثار تاریخی و غرور انگیز نهضت ملی را مخدوش و ملت ایران را از مقاومت بازدارد. تظاهرات 16 مهر و تعطیلی عمومی 21 آبان و تظاهرات 16 آذر 1332 حرکت‏های خود جوش و واکنش‏های ملتی بود که نبرد بزرگی را در آستانه پیروزی باخته بود و آثار گیج کننده‏ آن را به طور عمیق احساس می‏کرد.

جنبش ضد استعماری نهصت مقاومت در یک موقعیت استثنایی و یک ضرورت تاریخی به وسیله مردانی پاک و بی‏ادعا و بی‏توجه به جاه و مقام پایه گذاری شد و اتحاد و همبستگی قشرهای مختلف جامعه، از معلم، دانش آموز، دانشجو، تاجر، کارگر و کارمند را فراهم ساخت و بعد‏ها اعتصابات و تظاهرات علیه رژیم کودتا را موجب شد.

بدون تردید این مقاومت در سایه شایستگی و هشیاری و درایت پیشوای نهضت، دکتر محمد مصدق بود که در بیدادگاه نظامی با ارائه اسناد و شواهد ثابت کرد، کودتای 28 مرداد که شاه و اطرافیانش از آن به عنوان رستاخیز ملی نام می‏بردند یک کودتای نظامی است و با پول و مداخله بیگانگان صورت گرفته‏است.

اگر چه شهربانی، ارتش، گارد شاهنشاهی و ساواک در اعتصاب‏ها و اعتراض‏های مردمی از جمله قیام 15 خرداد 1342 توانستند اوضاع را به حالت عادی برگردانند ولی جان باختن صدها و شاید هزاران نفر ابعاد این اعتراض‏ها را فراتر از تهران و قم به اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز گسترش داد. با شلیک هر گلوله و به خاک و خون کشیده شدن هر تظاهر کننده و معترض فرصت دستیابی به سازش از راه گفتگو از بین رفت و خاطره کشتار مردم آتش زیر خاکستری شد که پیام آن را محمد رضا پهلوی در 15 آبان 1357 شنید.

اين کودتا گرچه در مرحله نخست موجب تقويت ديکتاتوري شاه شد و توانست سیاست مبارزه اجتماعی را کم کم به سیاست مهندسی اجتماعی تبدیل کند و آرامشی را بوجود آورد که محمد رضا پهلوی آن را نشانه رضایت و مشروعیت رژیم خود بداند ولي در نهايت به انقلاب اسلامي سال 1357 انجاميد. نظارت شدید پلیسی بر زندگی مخالفان و سرکوب و خفقان بیست و پنج سال، طبقه جدیدی به بار آورد که نظریاتی بسیار تندتر از نظرات حزب توده و جبهه ملی داشت و آشتی ناپذیری بوجود آمد که سرانجام به نابودی رژیم شاهنشاهی منجر شد. 

اکنون که مناسبات جهانی تغییر یافته و در قرن بیست‏ویکم و درعصر دیجیتال قرار داریم در آستانه شصت و ششمین سالگرد آن روز سیاه که موجب تغییر سرنوشت یک ملت شد شاهد کودتای بخشی از نظام علیه بخش دیگری از نظام هستیم، چرا کودتا می‏نامیم؟ چون بخشی از قدرت مانع انتقال قدرت واقعی از طریق نهادهای انتخاباتی عدلانه و به صورت صلح‌آمیز به بخش دیگر شده‏است.

شاید این کودتا در مفهوم و ساختار کلاسیک و شکل و محتوا بسیار متفاوت با نمونه‏های دیگر باشد، ولی در نتیجه به سرانجام کودتای 28 مرداد خواهد انجامید. اگر فردی واقعاً از طریق ملت رأی آورده، چه نیازی به نمایش قدرت و اقتدار دارد و چه اقتداری بالاتر از حق حاکمیت ملت می‏توان یافت؟

نسل جوان ایران که نیرو و جان و سرمایه‌ و توان فکری و جسمی‌‌اش را برای این جنبش گذاشته‏است، پیگیر مطالبات یکصدوپنجاه ساله‌ی ملت ایران برای دست‌یافتن به حق حاکمیت ملی است./


وبلاگ با مردم

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه