جنبش حقوق مدنی یکی از جنبش های اعتراضی مهم بود که تاثیر بسزایی بر مفهوم جنبش اجتماعی داشت . دو نهضت مهم در زمینه حقوق مدنی که هدفشان تصویب و اجرای قوانینی بود که از رنگین پوستان در برابر تبعیض با سفید پوستان حمایت کند ، یکی مبارزه سیاه پوستان برای کسب حقوق مدنی در امريکا بود ودیگری تلاش سیاه پوستان در آفریقای جنوبی به رهبری نلسون ماندلا . جنبش حقوق مدنی در آمریکا در دهه های 1950 و 1960 شکل گرفت . در آن زمان دو سازمان اصلی " مجمع پیشرفت رنگین پوستان " و "پیمان شهری ملی " با استفاده از روش های "اجرای تحریم های گوناگون " ، "اقدامات قانونی "و به تدریج " اعتصابات نشسته" ( بدون خشونت ) و بالاخره راه پیمایی و تظاهرات اهداف خود را دنبال می کردند . اعتراضات در سال 1964 به اوج رسید ، اما ناکامی در دستیابی به اهداف و مقاومت ساختار های موجود منجر به آن شد تا جنبش در رویه خود برای خشونت نورزيدن تجدید نظر کند و سازمان های رادیکال تری مثل " قدرت سیاه " یا " پلنگان سیاه " از دل آن متولد شدند.
خواست های جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان آمریکا عبارت بود از رهایی از " خشونت " ، " زورگویی " ، " رعب " ، " شکنجه " و قتل سیاه پوستان . به علاوه حقوق مدنی شامل حقوق سیاسی ، و تضمین حقوق شهروندی کامل برای همه ی شهروندان نیز می شد . جنبش حقوق مدنی ، از پیشینه تاریخی نیز برخوردار بود و درواقع محصول انباشت تجارب سیاه پوستان آمریکا برای کسب حقوق اساسی طی صد ها سال بود .
از اوایل قرن بیستم " انجمن ملی برای پیشبرد مردم رنگین پوست " آغاز به کار کرد . در آن زمان دو دیدگاه متفاوت در جنبش حقوق مدنی در برابر یکدیگر قرار داشتند .گروهی بر این اعتقاد بودند که نژاد مسئله سیاه پوستان نیست بلکه سیاهان باید از طریق فعالیت سیاسی با جداسازی و نابرابری مقابله کنند و در مقابل گروه دیگر اعتقاد داشتند سیاه پوستان باید برای دستیابی به حقوق برابر به معیار های اقتصادی و اجتماعی سفید پوستان دست یابند . " انجمن ملی برای پیشبرد مردم رنگین پوست " ، رویکرد اول را پذیرفت و ترجیح داد از طریق مبارزه سیاسی با تبعیض مشکلات موجود را حل کند . (10 )
انجمن علیرغم تلاش های بسیار گسترده تا قبل از جنگ جهانی اول توفیق چندانی نیافت ، حتی در فاصله دو جنگ جهانی سیاه پوستان در يگانهای نظامی جدا از سفيد پوستان سازماندهی شده بودند و اغلب آن ها به مشاغل غیر رزمی و تدارکاتی اشتغال داشتند و رتبه های فرماندهی شامل حالشان نمی شد . به تدریج با تلاش سازمان های متعلق به جنبش مدنی ، از جمله " مجمع رهبری مسیحی جنوب " به رهبری مارتین لوترکینگ جنبش به دست آورد های جدیدی نائل آمد. از جمله در سال 1947 جداسازی سیاه پوستان در ارتش لغو شد . دیگر دستاورد های جدید عبارت بودند از " وضع قوانین برای حمایت از حقوق مدنی " ، و قابل قابل کیفر شناختن کارشکنی در احکام دادگاه جهت پیشبرد حقوق مدنی سیاه پوستان ، لغو جداسازی سیاه پوستان از سفید پوستان در مدارس دولتی و " قانون مزد برابر ". از فعالیت های برجسته ی مارتین لوتر کینگ که شهرت و اعتبار ویژه ای برای او ایجاد کرد " تحریم اتوبوس های " درون شهر ها بود . پس از آن جنبش فعالیت های گسترده ای داشت از جمله فقط در سال 1967 یکصد وپنجاه شورش در شهر های بزرگی همچون نیونارک ، نیوجرزی و ديگر شهرهابه راه انداخت .
با ترور مارتین لوتر کینگ در سال 1968 ، جنبش حقوق مدنی از توانایی ها و قدرت بی بديل او در سازماندهی سیاه پوستان محروم شد ، اما پس از وی نیز جنبش حقوق مدنی راه خود را به سوی کسب حقوق سیاه پوستان و رفع نابرابری ادامه داد تا به موفقیت نهایی نائل آمد .جنبش ضد خشونت گاندی و جنبش حقوق مدنی نسل اول از جنبش های اجتماعی هستند که بعد ها اشکال نوینی یافتند .
جنبش همبستگی یکی دیگر از جنبش های اجتماعی است که در تبیین و تدقیق مفهوم و نظریه جنبش های اجتماعی نقش مهمی پیدا کرد . این جنبش از دل اعتصابات کارگری در اعتراض به افزایش قیمت مواد غذایی در لهستان بر آمد . این اعتراضات از حمایت روشنفکران نیز برخوردار شد . مطالبات اقتصادی جنبش همبستگی در اندک زمانی گستره وسیعی از مطالبات سیاسی را نیز در بر گرفت . به علاوه دامنه جنبش نیز به سرعت گسترش یافت و اصرار و پافشاری رهبران آن به عقب نشينی دولت و توافق بین دولت و معترضین منجر شد . پس از پیروزی اولیه ی جنبش ، به تدریج سازمان آن گسترش یافت تا آنکه سی و پنج اتحادیه گرد هم آمدند و اتحادیه ای ملی را تشکیل دادند و نام همبستگی را برای آن انتخاب کردند. اتحادیه همبستگی سپس برای به رسمیت شناخته شدن توسط دولت شروع به مبارزه قانونی کرد و حتی یک اعتصاب یک ساعته اخطار دهنده را سازمان داد تا اینکه بالاخره دادگاه عالی لهستان منشور همبستگی را تایید و جنبش را به رسمیت شناخت .
اتحادیه برای سازماندهی ملی شروع به تشکیل سی و هشت کمیته ی ملی کرد . به علاوه کمیته هایی هم در کار خانه ها و موسسات دیگر تشکیل داد . جنبش همبستگی علیرغم نقش مسلط اتحادیه کارگران نه جنبش طبقاتی بود و نه نماینده یک ایدئولوژی واحد . این جنبش هویتی بر مبنای تقویت جامعه ی مدنی پدید آورد که ترکیبی از سنت ها و گفتمان های کارگری ، دموکراسی خواهی ، ملی و مذهبی لهستان بود . چنین ترکیبی قادر شد همه طبقات جامعه لهستان را در بر گیرد و نیروی قدرتمندی را در عرصه عمومی ایجاد کند .
دولت لهستان از سال 1981 با فشار دولت شوروی سیاست سرکوب اتحادیه را در پیش گرفت ، بسیاری از رهبران آن را بازداشت کرد و با اعلام حکومت نظامی سعی کرد همه ی تحرکات آن را کنترل کند ،اما علیرغم همه فشار و سرکوب سیاسی و نظامی، جنبش همبستگی به مبارزه زیرزمینی ادامه داد و ابتکارات جدیدی را برای سازماندهی غیرمتمرکز و اعتراضات مبتکرانه و نوآورانه دنبال کرد . به این ترتیب شبکه وسیعی از روابط در درون جنبش شکل گرفت که با حمایت کلیسای کاتولیک و سازمان های حقوق بشر بین الملی به مبارزه برای کسب حقوق اساسی و خواستها ادامه داد . این تلاش ها در نهايت در بهار سال 1988 پس از چندین سال آرامش نسبی اجتماعی ، بار دیگر به گسترش اعتراضات در کارخانه ها و دانشگاه ها انجامید تا اینکه دولت مجددا ناچار شد " جنبش همبستگی " ، " همبستگی کشاورزان" و " اتحادیه ی مستقل دانشجویی " را به رسمیت شناسد. به این ترتیب نمایندگان جنبش توانستند در انتخابات نیمه دموکراتیک سال 1989 شرکت و به پیروزی دست یابند و در سال 1990 رهبر جنبش " لخ والسا " را به ریاست جمهوری کشورشان برسانند .
با این مرور مختصر سه جنبش اجتماعی مهم جنبش ضد خشونت گاندی ، جنبش حقوق مدنی سياهان امريکا و جنبش همبستگی بحث درباره مفهوم جنبش اجتماعی و فرآيند تحول مفهومی آن را پی می گیریم .
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)