آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

0:25 صبح یک‌شنبه، 21 تیر 1388

یادداشتی از دکتر صدیق سروستانی

سعید حجاریان و بولدوزر مهرورزی

رحمت‌الله صدیق سروستانی

من که نه جانی دارم که به چیزی بیارزد و نه چندان آبرویی ، اما جسم ناقصی دارم ، حاضرم با همین جسم ناقص به جای سعید حجاریان بروم زندان یا اگر اجازه بدهند بروم او را تر و خشک کنم . هل من ناصر ینصرنی ؟ آیا کسی مرا یاری می کند؟


بسم الله الرحمن الرحیم

سعید حجاریان را در اوایل دهه ی هفتاد و در جلسات کمیته ی علمی سمینار ملی امنیت اجتماعی می دیدم که باعث و بانی آن وزارت کشور بود و بعد دیگر هیچ وقت اورا ندیدم . البته این طرف و آن طرف ، چیزی از او می خواندم تا سر و کله ی سعید عسگر پیدا شد و موتور هزار و گلوله و شورای شهر تهران و مشاهدات طباطبائی و ... ... ... و حجاریان که نزدیک بود بمیرد ناچار به ویلچیری شدن رضایت داد .

اما زمانه هم خیلی نامرد است !!

سعید حجاریان آدم گمنامی نیست ، آدم بی نظیری است . ترورش هم بی نظیر بود . زندان کردنش هم بی نظیر است . حجاریان اما مظلوم هست . روی ویلچیر است . بیمار است . فلج است . به قول همسرش ، مثل یک بچه به مراقبت نیاز دارد . و خودش به تنهایی قادر نیست از عهده ی کارهای شخصی اش بر آید . و لابد از نظر طایفه ی مهر ورزان ، این روزها زندان اوین برای او جای مناسبی است . پیروزی بیست و چهار و نیم میلیونی همین شیرینی ها را هم دارد !!

اما زمانه هم خیلی نا مرد است !!


یک همچو آدمی را به جرم فکر کردن و اظهار نظر کردن ، به زندان انداخته اند تا یاد بگیرد چگونه از عهده ی کارهای شخصی اش بر آید . مهم نیست که برای چنین متفکر و صاحب نظر بزرگی با این شرایط وقتی برای فکر کردن و نوشتن باقی می ماند یا نمی ماند . من فکر می کنم حجاریان ، در کل جهان تنها زندانی با این شرایط باشد . آن وقت ما توقع داریم از پیامبرمان در جهان کاریکاتور هایی نکشند که نماد خشونت باشد یا مسلمانان را مشتی افراد بیابانی ، بی تمدن ، تروریست ، نشان ندهند .

اما زمانه هم خیلی نامرد است !!


تعجب نمی کنید که دانشگاهیان ، چه استادان همکار او و چه شاگردان و دانشجویانش همه خفه شده اند ؟!!

تعجب نمی کنید چرا هیچ کس پیشنهاد نمی کند و داوطلب نمی شود که برود زندان و سعید حجاریان را بخاطر خدا و انسانیت ، تر و خشک کند ؟!!

تعجب نمی کنید که چرا هیچکس پیشنهاد نمی کند و داوطلب نمی شود که به جای سعید حجاریان برود زندان و گروگان شود ، تا حجاریان را بیاورند بیرون و مثل برخی دیگر حصر خانگی کنند و خانواده اش بتوانند این بیمار بی نظیر را تیمار کنند ؟!!

من که نه جانی دارم که به چیزی بیارزد و نه چندان آبرویی ، اما جسم ناقصی دارم ، حاضرم با همین جسم ناقص به جای سعید حجاریان بروم زندان یا اگر اجازه بدهند بروم او را تر و خشک کنم . هل من ناصر ینصرنی ؟ آیا کسی مرا یاری می کند ؟


عاقل بجهد ز پیش شمشیر

من کشته ی سر بر آستانم

البته می دانم نمی شود . اما نوشتم که در تاریخ دانشگاه و دانشگاهیان بماند . هم چنانکه آن پیرزنک با کلاف کوچکی از نخ در صف خریداران یوسف ایستاد . گفتند یوسف را به هزاران سکه ی زر نفروشند ، تو با این کلاف نخ یوسف می خواهی ؟!! گفت می دانم نمی دهند ، می دانم نمی فرو شند . اما می خواهم نام من هم در ردیف خریداران یوسف ثبت شود .

اما زمانه هم خیلی نامرد است !!


اما زمانه هم خیلی نامرد است و طاقت نمی آورم . از پس هزینه های خاموشی و فراموشی که اندک اندک نابودم می کند بر نمی آیم و می گو یم :

ای سخت دلان سست پیمان         این شرط وفا بود که بی دوست

بنشینم و صبر پیش گیرم          دنباله ی کار خویش گیرم ؟!!

یا حق

 

 

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه