شاید یکی از علل توجه روزافزون به شبکههای اجتماعی، نقش غیر قابل انکار آنها در سرمایه اجتماعی باشد. گفته شده سرمایه اجتماعی رابطه مکرر بین افراد است.(44) این روابط اغلب درون شبکهها سامان مییابند. شبکهها به عنوان یکی از مؤلفههای سرمایه اجتماعی نتیجه و پیامدِ روابط اجتماعی میباشند. روابط اجتماعی در فرهنگ علوم اجتماعی بدینگونه تعریف شده است: رابطه به معنای ارتباطی است از هر نوع بین دو یا چند واقعیت، این ارتباط میتواند به صورت مستقل، متقابل یا بهم پیوسته باشد. (45) وبر منظور از روابط اجتماعی را ارتباط و وابستگی متقابل انسانها و جهتگیری رفتاری آنها دانسته است.(46)
درک روابط اجتماعی به عنوان مجموعههایی از شبکهها ما را قادر میسازد که ساختار روابط اجتماعی را تشخیص دهیم (به عنوان مثال اینکه آیا مردم یکدیگر را میشناسند و ماهیت روابط آنها چه میباشد) و هم چنین ما را قادر به تشخیص محتوای این روابط میگرداند (برای مثال علت حضور در پشت بام و فریاد اللهاکبر یا برعکس) (47) جنبشهای اجتماعی نه تنها سرشار از رابطهاند بلکه خود تولید کننده انبوهی از رابطهها هستند. حاضران در جنبش به تدریج و پس از همیابی در مراسمها، دعوتها و اعتراضهای جمعی در فضایی متکی به اعتماد متقابل و ارزشهای مورد توافق بنیاد روابط خود راپی ریزی میکنند و پس از آن هر روز و در هر کنش جمعی بر عمق و گستره این روابط میافزایند.
در تعریف عام، یک شبکه اجتماعی، «گروهی از افراد وابسته به یکدیگر» است که معمولاً یک «ویژگی مشترک» دارند. برای مثال، آنها ممکن است علاقمندان یک ایده یا روش فکری، سیاسی یا اجتماعی باشند، ممکن است یک ورزش خاص را دوست داشته باشند و یا ممکن است شغلی مشابه داشته و همکار باشند. در سطح خرد، خانواده و گروه دوستان، ویژگیهای شبکه را دارند.
یک فرد، همزمان میتواند به بیش از یک شبکه تعلق داشته باشد. گذشته از خانواده، یک فرد ممکن است عضوی از شبکههای جداگانه ارتباطات مبتنی بر مجاورت و همسایگی، علائق تفریحی، شغلی، جنسیتی، خانوادگی، سیاسی، مذهبی، و گروهبندی قومی و ملی خود باشد. هر یک از این گروهبندیها ممکن است هنجارهای مختلف و طیفی از انتظارات و تعهدات متقابل ایجاد کند و ممکن است سطوح متفاوتی از اعتماد عمومی نسبت به دیگرانی که در درون و یا خارج از گروهبندی قرار دارند را فراهم نمایند.(48) شبکهها توانایی آن را دارند تا بدون هیچ نوع محدودیتی گسترش یابند و با گروههای جدید تا زمانی که از کد ارتباطی مشترکی استفاده میکنند، همبسته شوند (49).
گاه شبکهها «به صورت یک ارتباط اخلاقی مبتنی بر اعتماد» تعریف میشوند. به عبارتی میتوان گفت یک شبکه شامل گروهی از افراد است که در هنجارها یا ارزشهای فراتر از ارزشها و هنجارهای لازم برای داد و ستدهای متداول روزانه، اشتراک دارند. بطور کلی این هنجارها از نوع ساده و دو سویه تا یک نظام ارزشی پیچیده را در بر میگیرند. البته نکته مهم و محوری در این تعریف این است که شبکهها بر مبنای هنجارها و ارزشهای غیر رسمی مشترک بنا میشوند.
از این منظر اصولاً شبکهها اغلب جنبهای غیر رسمی دارند. همه ما در روابط روزمره به طور خودآگاه یا ناخودآگاه مجموعهای از ارزشهای عام اجتماعی را رعایت میکنیم و بدون آنکه با دیگران در باره آنها بحث یا توافقی کرده باشیم، آنها را نقض نمیکنیم. روابط والدین با فرزندان، رابطه معلم با شاگرد، رابطه مدیر و کارکنان، رابطه دوستان هم سن و سال همه در چارچوب این نوع ارزشهای عام برقرار میشوند. شبکهها اغلب علاوه بر توجه به این ارزشها به تدریج موازین و اصول دیگری را نیز مورد نظر قرار میدهند که در نتیجه سطح ارتباط بین اعضای شبکه را ارتقا میدهد.
روابط بین همکاران زمانی که علاوه بر ضرورتهای حرفهای جنبههای سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی پیدا میکند به سرعت استعداد آن را خواهد یافت تا شبکه جدیدی با ارزشهای فراتر از چارچوب حرفهای را بنا کند. جنبشهای اجتماعی ارزشها، فرهنگ و هویت خاص خودشان را تولید میکنند و به این ترتیب زمینهساز ایجاد شبکههای جدید یا ارتقای شبکههای قبلی میشوند که کارکرد آنها در جنبشها بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. بنابر این شبکهها در عین حال که از ارزشهای جنبش بهرهمند میشوند، خود نیز به باز تولید این ارزشها در روابط اعضای شبکه و رابطه با دیگر شبکهها میپردازند.
بنابر این تحلیل شبکههای اجتماعی بر تماسها و پیوندها، ارتباطات، وابستگیهای گروهی و جلساتی تأکید میکند که یک فرد را به دیگری مرتبط میسازد، این ارتباطها را نمیتوان در سطح خصوصیات یا نگرشهای اعضای منفرد شبکه تنزل داد(50). بنابر این شبکهها را میتوان به عنوان واحدهای سازمانی جنبشهای اجتماعی و عامل رشد سرمایه اجتماعی در جنبش محسوب کرد.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)