آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

5:04 عصر سه‌شنبه، 19 آبان 1388

یادداشت وارده

پنجشنبه‌های امامزاده کن و جای خالی نفیسه

اعظم ویسمه

"برای نفیسه نوشتن سخت است. از نفیسه نوشتن یعنی از یک دهه دوستی سخن گفتن. از یک دهه با هم زندگی کردن، با هم بودن...امروز ششمین روزی‌ست که نفیسه عزیز به همراه همسرش حجت شریفی در بند است و من نمی‌دانم چگونه این روزها را که به اندازه یک قرن گذشته تحمل کرده‌ام. راست است که می‌گویند «دردی که ما را نکشد مقاوم‌مان می‌کند»"


آری، مقاوم شده‌ایم. به شنیدن خبر بازداشت دوستان، به خبر رفتن همکاران از کشور، به احضار شدن‌ها و پاسخ دادن‌ها، به زندگی در هراس و وحشت... مقاوم شده‌ایم و پذیرفته‌ایم که گویی این سرنوشت همه روزنامه‌نگاران آزاداندیش و مستقل در این سرزمین است.
نفیسه این روزها که تو نیستی نمی‌دانم دلتنگی‌هایم را کجا ببرم از نبودن تو و حجت... برای که بگویم؟ خانواده نگران‌تان، دوستانی که اشک در چشم و بغض در گلو دارند یا نامردمانی که چشم بر ظلم بسته اند؟

بگذار برای پری خانوم بگویم؛ مادرت. هم او که در نبودش می‌خواندی "تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی" هم او که در این خاک خفته است و تو حاضر نبودی این سرزمین را بخاطرش ترک کنی.

پری خانوم! شما در حق من و همه دوستان نفیسه مادری کردید، ولی ما دختران خوبی برای شما نبودیم. یعنی آن‌قدر نفیسه دختر خوبی بود که مجالی برای ما نمی‌ماند. پنج سال است که از میان‌مان رفته‌اید و امروز باید در غیاب نفیسه برایتان درد دل کنم. مادر ساجده می‌گوید خوب است که شما نیستید و این روزها را نمی‌بینید. راست می‌گوید! دل مادر تاب تحمل دیدن فرزند دربندش را ندارد. اما پری خانوم اگر بودید مطمئنم به نفیسه و حجت افتخار می‌کردید. به اندیشه سبزشان...

به یاد دارم روزها و شب‌هایی که برای فرجه امتحانات در منزل شما اردو می‌زدیم و با شما هم کلام و همنشین بودیم. پری خانوم یادتان هست که به ما توکل را آموختید؟ انس با ائمه را... شما از توکل برای امتحانات دانشگاه و گرفتن نمرات قبولی می‌گفتید و حتما در دل می‌دانستید که امتحانات بزرگتری در زندگی در پیش داریم.

ما شاگردهای خوبی بودیم پری خانوم، در زندگی توکل کردیم. در انتخابات یا حسین گفتیم و بر سر صندوق رفتیم. نفیسه سبز پوشید. سبز نوشت. حجت در ستاد سبزها مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق کرد، اما... غافل از اینکه توکل و رنگ سبز برگرفته از اعتقاداتمان را به انقلاب مخملی تعبیر می‌کنند و اتهام براندازی و اغتشاش در نظامی را می‌زنند که پدر نفیسه و همسر شما یکی از شهدای آن بود.

جرم نفیسه، حجت و همه کسانی که در این مدت به زندان برده‌اند این است که زندگی و راحتی خود را فدای سربلندی کشور و آگاهی مردم‌شان کرده‌اند. جرمشان این است که به کودکان فردا اندیشیده‌اند و در مقابل ظلم ایستاده‌اند.

خوبی‌های نفیسه و حجت بیشتر از توان من در بکار گیری کلمات است. مطمئن هستم شما پری خانوم به دخترت نفیسه و حجت عزیز دامادت افتخار می‌کنی که از آزمون زندگی نمره قبولی گرفته‌اند. امروز این زوج سبز همانطور که میرحسین موسوی گفته "قدم در راه بی بازگشت گذاشته‌اند" مسیری که بسیاری از ایرانیان برای ادامه زندگی خود برگزیده‌اند. امروز نفیسه و حجت نه تنها افتخارشما و خانواده‌شان که افتخار میلیون‌ها عضو جنبش سبز هستند.

می‌ماند جای خالی نفیسه که می‌دانم هر پنج‌شنبه هر کجای دنیا بود خودش را به مزار شما و پدرش در "امامزاده کن" می‌رساند. من و دوستان نفیسه و حجت قول می دهیم تا بازگشت آن‌ها جای خالی‌شان را برای شما بر سر مزارتان پر کنیم. گرچه می‌دانیم که مادران همیشه و حتی پس از مرگ چشم انتظار و دل نگران فرزندانشان هستند و دل نفیسه هم حتما از پشت میله های اوین پنج‌شنبه به سوی شما پر می‌کشد.

*نفیسه زارع کهن روزنامه‌نگار به همراه همسرش حجت شریفی عضو سابق سازمان ادوار تحکیم و ستاد 88 روز 13آبان مقابل منزل یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه