آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:21 عصر جمعه، 6 آذر 1388

متن شکوائیه بذرپاش به رئیس قوه قضائیه و یک توضیح

آقای مهرداد بذرپاش، مدیر "جوان" دولت احمدی نژاد در مسئولیت‌هایی مانند مدیریت سایپا و اکنون سازمان جوانان، در روزنامه تحت مدیریت خود "وطن امروز"، با اتخاذ استراتژی فرار به جلو اقدام به چاپ شکوائیه‌ای علیه مهندس موسوی کرده است. در این شکوائیه، که بدون ذکر نام خطاب به آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضاییه نوشته شده است، علت اصلی شکایت از میرحسین موسوی "بی خوابی همسر و به خطر افتادن سلامت فرزند" شاکی، به علت معطل شدن در ترافیک‌ و ترسیدن از شلوغی‌ها بعد از انتخابات، ذکر شده است. روزنامه تحت مدیریت این مدیر "موفق و جوان" دولت احمدی نژاد در حالی نگران سلامت فرزندان و بی خوابی زنان است که عالمانه چشم بر بی خوابی شب‌های طولانی مادرانی می‌بندد که روزها و شبهای متوالی کسی را دادرس خود نمی‌یافتند و از سرنوشت فرزندان‌شان بی خبر بودند (و بسیاری دست آخر با خبر مرگ آن‌ها برای باقی عمر بدخواب شدند). همچنین، بی تفاوتی این روزنامه نسبت به سلامت فرزندان و جوانان امروز وطن که در بازداشتگاه‌ها دچار مننژیت شده اند، به آن‌ها تجاوز شده است، و تا سر حد مرگ شکنجه شده اند، قابل توجه است. امیدواریم همان طور که روزنامه‌ی آقای بذرپاش نوشته است، رئیس قوه قضاییه بداند که در "پیشگاه خداوند مسئول" خون‌های ریخته شده و جسم و جان‌های آزرده است، و اگر "حق را به جایگاه خود بازنگرداند" در روز قیامت پاسخگوی کشتگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر و بستگان رنج دیده ی آن‌ها نخواهد بود. متن این شکوائیه که در روزنامه وطن امروز منتشر شده به شرح زیر است:


از حق خود نخواهم گذشت
شكوائيه‌اي سرگشاده به آيت‌الله لاريجاني
حضور آيت‌الله آملي لاريجاني، رياست محترم قوه‌قضائيه
با سلام
این نامه را در کمال ناامیدی از دستگاه قضایی کشور می‌نویسم و شاید تنها عاملی که باعث شد این سطور نوشته شود و برای روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها بفرستم، درد عمیقی است که از تجاوز به حقوق انسانی شده و آثار آن هنوز پابرجاست و در زندگی‌اش مشهود است. نوشتم و به روزنامه‌ها می‌دهم و نمی‌دانم که منتشر می‌شود و اگر منتشر شود به دست شما می‌رسد؟ که اگر برسد حجت من بر شما تمام است و شما به عنوان مسؤول اجرای عدالت موظفید که با ضایع‌کننده حق برخورد کنید. اما شرح ماجرا:‌
در روز شنبه مورخ 30 خرداد 1388 به اتفاق همسرم، فرزند شیرخواره‌ام را برای معاینه به پزشک بردیم، هنگام بازگشت به منزل حوالی غروب از اتوبان یادگار وارد خیابان حبیب‌اللهي (در نزدیکی میدان آزادی) شدیم، ناگهان در فاصله حدود یکصد‌متری با دسته‌ای از آشوبگران مواجه شدیم که در خیابان سطل‌های آشغال را آتش زده‌ بودند و تمام علائم راهنمایی را کنده بودند و موانع ایجاد کرده بودند. چوب و میله و قمه دستشان بود و هر از گاهی به سمت افرادی که مشکوک می‌شدند در پیاده‌رو هجوم می‌آوردند و بشدت مضروب می‌کردند و در همان حال سرنشینان یک خودروی پراید را به زور پیاده کردند و خودرو را آتش زدند. همسرم، فرزندمان را در آغوش فشرده بود و از شدت وحشت گریه می‌کرد و تلاش من هم برای آرام کردن او بی‌فایده بود؛‌خودروی ما راه برگشت هم نداشت، در فاصله نزدیک به صحنه اوباشگری متوقف شدیم، چند خودروی دیگر هم پشت سر ما بودند، ‌برخی سعی کردند دنده عقب به اتوبان برگردند من هم همین تصمیم را گرفتم که گره کور ایجاد شد و راه برگشت کاملا بسته شد. عده‌ای از این اوباش که غالبا مچ‌بند و شال سبز داشتند به سمت اتوبان حرکت کردند، درست به سمت نقطه‌ای که ما متوقف شده بودیم. همسرم از ترس رنگ به چهره نداشت؛ تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که با سرعت به سمت جلو حرکت کرده و از موانع سنگی و بتونی و آشغال و از کنار اراذل عبور کنم، به همراه من یک ماشین دیگر هم راه افتاد. با سرعت از آشغال‌ها و سنگ‌ها عبور کردیم، از میدان تیموری رد شدیم و جلوی ایستگاه متروی دانشگاه شریف دوباره متوقف شدیم. در میدان بعدی هم 2 خودرو را آتش زده بودند که در همین اوضاع تعدادی موتورسوار از نیروهای بسیج که یونیفورم به تن داشتند از پایین خیابان حبیب‌اللهي وارد میدان تیموری شدند، اراذل ابتدا به سمت موتورسوارها کوکتل مولوتف و سنگ و آجر پرتاب کردند. یکی از موتورها واژگون شد اما بقیه با سرعت وارد میدان تیموری شدند و این باعث شد اراذل به کوچه‌های اطراف و برخی به داخل ایستگاه مترو فرار کنند، هرچند از داخل کوچه‌ها هنوز به سمت خیابان سنگ پرتاب می‌شد که در این بین هیچ کدام از ماشین‌هایی که در خیابان ایستگاه مترو پارک شده بودند، سالم نماندند. با ورود نیروهای بسیج غائله در خیابان حبیب‌اللهي و خیابان تیموری عقب رانده شد و ما به منزل رسیدیم اما از آن شب شوک عصبی‌ای که از وحشت به همسر بنده وارد شد تبعات بسیار بدی در زندگی ما داشته است که از آن تاریخ تاکنون همسرم دچار بی‌خوابی شده و این مساله در سلامت فرزندمان هم تاثیر گذاشته است.
جناب آقای آیت‌الله آملی لاریجانی
نظر به اینکه تجمع‌های بعد از انتخابات به‌صورت غیرقانونی و به تحریک آقای میرحسین موسوی برگزار شده است و به‌طور خاص تجمع و آشوب روز و شب 30 خرداد 88 در نزدیکی میدان آزادی در اطراف خیابان‌های حبیب‌اللهي- تیموری بشدت از لحاظ روانی بر خانواده اینجانب اثرات سوء ماندگار گذاشته است از جنابعالی درخواست دارم که فارغ از نام‌ها و اسم‌ها با جدیت شکایت بنده را از آقای میرحسین موسوی به عنوان اول کسی که هواداران خود را با یک ادعای ثابت نشده تحریک به حضور غیرقانونی و اعتراض کرد، پیگیری کنید. شما در پیشگاه خداوند مسؤولید و اگر حق به جایگاه خود بازنگردد در روز قیامت جلوي شما را خواهم گرفت.
*توضیح «وطن‌امروز»: نام و مشخصات نویسنده نامه (شاکی) جهت پیگیری قوه قضائیه در روزنامه
موجود است.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه