آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

9:25 عصر دوشنبه، 9 آذر 1388

دکتر حسین کمالی: به امید روزی که هر کسی قدرت بیشتری دارد، پاسخگویی بیشتری به مردم داشته باشد

آنچه در پی می‌آید گفتگوی روشن‌نیوز پایگاه خبری روشنفکران ایران با دکتر حسین کمالی، اسلام‌شناس و استاد دانشگاه کلمبیا است. وی در این گفتگو در مورد ریشه‌های جنبش سبز، موضوعاتی که آن را تهدید می‌کند و شباهت‌ها و تفاوت‌های اتحاد کنونی مردم با اتحاد مردم در سال57 به بحث پرداخته است.


آیا جنبش سبز از نظر دیدگاه تفکری یکپارچه هست؟
جنبش سبز مثل جمعیت ایران متنوع هست‌. در 30سال گذشته در انقلاب صداهای مختلف شکل گرفته‌‌اند و در این حرکت حضور دارند و از همه مهمتر اینکه صداهای گوناگون وچود دارند و همه یکدیگر را به رسمیت می شناسند و در این حرکت مدنی شرکت دارند. این جنبش سبز یک حرکت مدنی چند صدائی است‌.

چه چیزهایئ جنبش سبز را تهدید می کند، مثلا اگر نا خالصی‌ها‌یی وجود دارد‌؟
در هر حرکت اجتماعی این تهدید وجود دارد که به انحراف کشیده شود‌. متاسفانه در حرکات اجتماعی کسانی که آغاز گرهستند الزاما تعیین کننده پایان آن حرکت نیستند. من قادر به پیش بینی نیستم که حرکت سبز به کجا منتهی خواهد شد. امیدوارم که همان شعار اساسی «‌نترسید‌، نترسید ما همه با هم هستیم» را که مردم مطرح کردند مادام که مردم با هم باشند و در کنار هم باشند و متحد پیش رفتن باشند‌. همفکری کردن و همدلی اگر این حرکت مبتنی بر اجماع باشد امکان انحراف کم خواهد بود و اینکه حتی المقدور پر خشونت نگردد. خروج از چارچوب‌های مدنی نباشد‌. البته نافرمانی و فرمان شکنی هم جزئی از این هست اما این هم مدنی است‌.

چه تفاوت اساسی بین این "همه باهم" امروزه با "همه با هم " 57 وجود دارد؟
آن که در سال 57 بود آنقدر که مطالعه کردم، زمان انقلاب سن من کم بودم. زمان انقلاب هم مردم همه با هم بودند آنچه که مایه تاسف هست این است که مرحله به مرحله " آن همه " تعدادش کم شد و شد به شعار همه با من‌. هر کسی می گفت هر کس با گروه من و من باشه‌. متاسفانه آن همه با هم از بین رفت‌. مادام که همه با هم بود مردم موفقیت بزرگی را کسب کردند‌.

به نظر می آید که حکومت تلاش می کند که بگوید این جنبش یک جنیش طبقاتی است‌‌، جنبش بالای شهری‌ها و پولدارهاست‌. مثلا می گویند نقطه بحران بین بلوار کشاورز تا شمال شهر هست (احمدی مقدم، فرمانده ناجا) در حالی‌که در انقلاب 57 نیز مسجد قبا، نماز عید فطر در قیطریه‌‌ و حسینیه ارشاد در شمال شهر تهران قرار داشتند‌. شما این اتهام را چگونه می بینید؟
در حدی که می شود گفت ما داده های آماری نداریم . تنها آماری که داریم اسامی دستگیر شدگان و زندانیان است‌. اینقدر که از روی نام ها و گفته ها می شود دریافت که اینها از طبقات مرفه نیستند. می شود گفت که موتور این جنبش طبقه متوسط جامعه هستند و این یک استثنا نیست‌. عامل حرکت در تمامی جنبش های سالم ، طبقه متوسط هستند‌. پدیده ای نیست که بد باشد و یا از آن خجالت بکشند. حرکت طبقه فقیر هم نیست حرکت طبقه لمپن هم نیست‌. از قضا اگر هم به جریان حاشیه نشین برخوردار از سرمایه داری نظامی هستند . آنجا هست که مسئله طبقاتی قابل بررسی هست‌. آنچه که بنظر می آید تلاش حاکمیت برای ایجاد یک طبقه جدید سرمایه داری نظامی هست و بکار گرفتن انها در سرکوبی طبقه متوسط که خواهان آزادی اجتماعی است‌.

آقای دکتر بنظر می رسد در این کودتائی که اتفاق افتاده است جناح روحانیت سنتی به شدت آزرده شده است و علیرغم اینکه بسیاری از آنها از سیاست دوری می جویند، عملا نارضایتی دارند ولی موضعی هم نگرفته اند‌. این تحولات چه تاتیری برآینده روحانیت خواهد داشت‌؟
اولا‌: من معتقد نیستم که روحانیت در قبال این کودتا سکوت کرده است‌. به هیچ وجه‌. آیت‌الله منتظری به عنوان یکی از عالم ترین مراجع تقلید تشییع از اولین کسانی بود که این تخلفات را محکوم کرد. همین طور کسانی که با فرهنگ روحانیت ایران آشنا هستند می دانند که بسیاری از مواقع سکوت سرشار از ناگفته هاست. سکوت برخی از علما و شرکت نکردنشان در نماز جمعه ها و تنشی که در قم وجود دارد و همچنین مواضع روحانیونی مانند قابل‌، آیت الله کدیور نیز روشن هست . حجه الاسلام کروبی که عضو مجمع بود خاتمی و ابطحی که عضو مجمع روحانیون مبارز هستند که موضع گرفته اند این جور نیست که روحانیون همه یا ساکت باشند و یا موضع نگرفته باشند. ‌آنچه که مهم هست‌، یکی از پرسرو صدا ترین کسی که در این روزها از کودتا دفاع کرده است آلوده ترین پرونده ای که در سال گذشته بود را و شخصی هم یک سال زندان در این رابطه داشت‌.

روایات زیادی از پیامبر اسلام (‌ص) هست که اگر کسی نا آشنا وارد جمع آنها می شده است نمی توانسته حضرت را بشناسد‌. این در حالی است که سالهاست روحانیت تشیع یا حداقل بخشی از آن طبقه ممتازی شده است. به گفته جورج اورول در قلعه حیوانات همه باهم برابرند ولی بعضی برابرترند‌. یعنی این روحانیون بالاترین مقامات را دارند در حالیکه کسی نه حق سوال و نه امنیت سوال پرسیدن را دارد و البته آنها به کسی هم پاسخگو نیستند‌. در حالیکه هر کس که در حوزه سیاست وارد می شود باید نقد شود. شما چه فکر می کنید‌؟
اینکه همه باید نقد شوند و پاسخگو باشند از بدیهیات یک جامعه سالم هست‌. اما اینکه در جامعه ای سلسه مراتب وجود داشته باشد. افرادی محترم تر باشند‌. افرادی بیشتر از بقیه دورتر در دسترس باشند. این در تمامی جوامع بشری وجود دارد‌. اما این را که شما می فرمایئد در دوران تاسیس اسلام بوده است و در دوران اولیه بوده است در جمع صحابه و یارانش این گونه بوده است و قابل تشخیص نبوده است ولی اینطور نبوده که وقتی اسلام از شبه جزیره عربستان خارج شد‌ه از کاشمر و تا اندلس قلمرو آن بود بالطبع دیگر آن برابری اولیه وجود نداشت‌. آن توهم برابری دائم در هیچ جای دنیا وجود نداشته و نخواهد داشت‌. سلسه مراتب امری نیست که آدم از آن گریزی داشته باشد.

مثلا اقای دکتر مهدی خزعلی ( فرزند آیت الله خزعلی ) چند روز پیش از زندان و بازداشت دادگاه روحانیت آزاد شدند و وکلیشان اعلام کرد که ایشان از اتهام روحانیت مبرا شده اند . دادگاهی ویژه به تخلفات روحانیت می پردازد . یعنی روحانیون تافته جدا بافته ای از مردم هستند. فکر نمی کنید این دادگاه خود دلیلیست که حداقل آن بخش از روحانیت خود را از همه بالاتر می دانند‌. اصلا خود آقای خامنه ای به عنوان ولی فقیه کنترل جان و مال همه مردم ایران را در دست خود دارند ولی در برابر قانون و مردم پاسخگو نیست‌؟
امیدوارم که روزی باشد که هر کسی که قدرت بیشتری دارد پاسخگوئی بیشتری به مردم داشته باشد. دادگاه روحانیت هم بر اساس نص قانون اساسی جمهوری اسلامی غیر قانونی هست . کما اینکه برخی از کسانی که کارهای حقوقی در ایران از روحانی و غیر روحانی می کنند براین امر تاکید کرده اند‌.

بازگشت به شعارهای اسلامی مانند الله‌اکبر‌، باعث شده است که برخی از روشنفکران غیر مذهبی را نداشته باشیم شما چه فکر می کنید‌‌؟
اینکه شعارهای مردم‌، شعارهای اسلامی است‌، نکته بسیار جالبیست. در مطالبی که بعضی از دوستان می گویند ناسازگار می نمایند‌. بعضی ها می گویند این حرکت سکولار هست‌. من گمان نمی کنم‌‌. داده ها اینگونه نشان نمی دهد‌. باید به یاد داشته باشیم نسل جوان و میان سال که زندگی خود را 30 سال در سایه جمهوری اسلامی گذرانده است روز و شب واژه های راستگویی‌، عدالت خواهی ، تساوی طلبی شنیده است‌. اگر این واژه ها متبلور نشده اند‌، دست کم ساخته شده اند‌. اینها آرمان های این نسل جدید است. وقتی که این نسل می بینید رفته است رای داده و قبل از اینکه شمارش تما م شود‌، نتیجه اعلام شده است و تقلبی به نظر مردم انجام گرفته است طبیعیست که بپرسند راستگویی چی شد؟ عدالت خواهی چه شد‌؟

در مناظره میر حسین و کروبی مطرح شد که رئیس جمهوری که تقلب می کند و آمار دروغ منتشر می کند، عدالت خواهی چه شده است‌؟ طبیعی هست که بر می گردند به شعارها و ارزشهائی که به آنها در این 30 سال عرضه شده است . می گویند الله اکبر. واقعا الله‌اکبر ازاین همه دروغگویی، الله اکبر از کشتن مردم در خیابان ها به دست حکومتی که مدعی اسلامیت هست‌‌. شوخی نیست دستگیر ی زن مسلمان در راه رفتن به نماز جمعه. البته الله اکبر باید مایه شرمندگی حکومت هم باید باشد.

این جوری که پیش می رویم به نظر می آید که تفکیک بین دین از سیاست خواهد شد‌. من به عنوان یک مسلمان معتقدم باید در سیاست دخالت کرد ولی دین باید جای خودش باشد و سیاست در جای خودش. فکر می کنید این دست یافتنی هست یا ایده آلی است‌؟
من فکر می کنم همه چیز باید جای خودش باشد تفکیک حوزه دین از سیاست ساختگیست‌. تفکیکی که از آغاز دارای مناقشه بوده است‌ و اما در زمانه ما مشکلاتش پدیدار شده است. ما امروز می دانیم جامعه فرانسه به عنوان یک جامعه لائیک و سکولار کاملا ضد مذهب عمل می کند. شعار لائیتیسه تبدیل شده است به شعار سرکوب گروههای حاشیه نشین به طور خاص مسلمانان در فرانسه. این پدیده را در انگلیس کمتر می بینیم . همین پدیده را در سالهای اخیر دیدیم‌. آن تفکیک ها در مجامع دانشگاهی عوض شده است امیدوارم به گفتمان روشنفکری ما هم سرایت بکند‌. ارزشهای انسانی باید نهادیه شود‌. اعم از مذهبی و غیر مذهبی‌. این که کسی مذهبی باشد و یا غیر مذهبی بخودی خود نه ارزش شناخته شود و نه ضد ارزش. درجامعه انسانی‌، ملاک باید ارزشهای انسانی بودن باشد‌.

با تشکر از اینکه وقتتان را به ما دادید.
با ارزوی همبستگی مرد‌م ایران و بازگشت عقلانیت و شرف به حاکمیت ایران.

برگرفته از: روشن‌نیوز

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه