آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

8:18 عصر شنبه، 14 آذر 1388

یادداشت وارده:

شانزدهم آذر چگونه؟

تقی رحمانی

"شانزدهم آذر 1332 دانشجویان دست به دست ایستاده در برابر نماد‌های استبداد بعد از کودتا‌، ناگهان تفنگ‌ها کشیده می‌شود و سه اذر اهورایی نمادی می‌شوند بر علیه استبداد. بهمن 1340 در فضای نیمه باز دانشگاه مورد سرکوب شدید قرار می‌گیرد و بسیاری منفعل و جمعی رادیکال می‌شوند‌، این خواسته استبداد حاکم بود‌. 13 آبان 1357 حمله به دانشگاه تهران توسط نیروهای مسلح برای خونین شدن و مرعوب کردن است. 13 آبان سال 1358 اشغال سفارت امریکا به معنی پاسخ به کشتار‌ها و ستم‌های استبداد پهلوی و اعتراض به حمایت آمریکا از استبداد پهلوی بود."


اما اگر خشونت پاسخ مناسب خشونت بود یا فقط استعمار خارجی عامل اصلی بود‌، باید از اشغال سفارت آمریکا دیگر دانشگاه و حاکمیت به تعامل می رسیدند. اما چرا چنین نشد؟ پس نشانه‌گذاری نادرست صورت گرفته بود‌، خشونت استبداد و استعمار را با توهین پاسخ گفتن به لحاظ حقوقی قابل درک است‌، اما در روال منطق راهبرد چاره کار نیست. چاره کار نبود‌، چون در اردیبهشت 1359 انقلاب فرهنگی شد‌.

انقلاب فرهنگی چاره کار نبود‌، از سو دیگر، 18 تیر 1378 بسیار شباهت به واقعه بهمن 1340 داشت و همان نتیجه گرفته شد‌، یعنی رادیکال‌شدن بخشی از جریان دانشجویی و انفعال اکثریت دانشجویان و محدود شدن فضای دانشگاه به وسیله حاکمان‌. ده سال از 18 تیر 1378 می‌گذرد‌، آنان که تجربه‌ای داشتند از تجربه انقلاب فرهنگی‌، 18 تیر 1378 را می‌دیدند‌، چون رویه حذف و طرد را پایانی نیست.

برخی از قربانیان و متهمان 18 تیر 1378 از بانیان انقلاب فرهنگی 1359 بودند و حکایت تلخ تکراری گشته "ای کشته‌، کرا کشتی‌، تا کشته شوی باز" تکرار شد و باز هم می‌تواند تکرار شود. برای اینکه این تکرار تلخ‌ تکرار نشود چه باید کرد؟

چه آنان که حاکمند اگر نتیجه را می‌برند‌، اما اصول را می‌بازند، چه ما که اپوزسیون هستیم که اصول را می‌بریم اما نتیجه را می‌بازیم‌، البته اگر ناگزیر در میدان انتخاب باشیم‌، دومی بهتر از اولی، پس باید طور دیگری دید و رفتار کرد و حتی اگر سرکوب شد باز آغاز کننده رویه بازی باخت - باخت نشد‌، بلکه گشایشی ایجاد کنیم تا جامعه از این دور تکرار رهایی یابد. چند سالی است که گفتمان جامعه محوری در ایران در حال تقویت شدن است.

16 آذر امسال می‌تواند نمادی برای ایجاد دوران جدید در درون جنبش دانشجویی شود که مدتی است که جامعه محوری را تبلیغ می‌کند. 16 آذر امسال را با هدف و قصد ایجاد مرحله جدید آغاز کنیم که به 18 تیر دیگری ختم نشود. یا سنگ بنای 13 آبان دیگری را نگذارد‌. 16 آذر با سه آذر سرخ اهورایی به نسل دانشجو تحمیل شد و ما میراث‌دار چنین خط سرخی شدیم که سرخی آن به سبزی ختم نشد‌، بلکه به تیرگی نفرت منتهی شد‌، اشغال سفارت امریکا منجر به این نشد که من و تو ایرانی ما شویم‌. شعار وحدت به معنی حذف منتقد و مخالف شد.

دشمن خارجی باعث شد که ایرانیان را خودی و غیر خودی کنیم‌، این خودی و غیر خودی تنها از سوی حاکمیت اعمال نمی‌شود، در سطوح پایین‌تر دیگران هم نسبت به دیگری اعمال می‌کنند. باید به طور قاطع بپرسیم که هر کس و جریان به ترتیب داشتن نقش و شرایط چه نقشی در این دور تکرار داشته است‌، به عبارتی اگر استعمار دشمن علت این همه بد‌بختی‌های یک ملت بود چرا بعد از سیزدهم آبان 1358 وضع دموکراسی در ایران بد‌تر شد و باز به هجدهم تیر رسید‌، 18 تیری که تکرار بهمن 1340 بود.

16 آذر می‌تواند آغازی بر پایان تکراری باشد که جامعه ما را به عاقبت‌سنجی رهنمون کند. اما چرا 16 آذر می‌تواند نماد موثری باشد‌، چون روشن‌فکران و نخبگان و حتی حوزه‌ها از دانشگاه تاثیر می‌پذیرند. دانشگاه آغاز‌گر و بدعت‌گذار است درد و درمان جامعه با این نهاد مدرن رابطه مستقیم دارد.

آنچه در دانشگاه باب می‌شود‌، بعد از مدتی در جامعه موثر واقع می‌شود و حاکمیت را نیز تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. با توجه به این ویژگی دانشگاه‌، 16 آذر را باید از نگاه سبز برگزار نمود‌، رنگ سبز رنگ انتقام نیست‌، رنگ حیات است، یعنی زندگی و شادی و زیستن‌، زیستن در مرگ و بعد از مرگ‌. رنگ سبز با طراوت همراه است‌، خشونت طراوت را به قساوت می‌‌کشد‌، سی سال است که جامعه ما از رنگ زرد به سوی رنگ سرخ آمده است‌، رنگ سرخ به مرور زمان تیره شد و تیرگی که به سیاهی می‌زند.

خون جنون شد و در پس آن جنون بسیاری از ارزش‌ها واژگون شد. تولید نفرت و تقدیس انتقام در سنت‌، مذهب و عرف ایرانی وجود دارد اما این دو آخرین وسیله است نه تنها وسیله‌. بایستی به جای سهراب‌کشی به سوی سنت صلح دوستانه سیاوش و سیامک برویم. باید از تجربه عاشورای حسینی به سوی تجربه مدنی امام صادق حرکت کنیم. اگر چه زمانی عاشورایی شدن لازم است نه با ادعای عاشورایی در انتخابات وارد شدن، که جلوه‌های گوناگون تمدن ایرانی ما را یاری می‌دهد که توان طور دیگر دیدن را داشته باشیم.

درست است که عده‌ای کمر به خشونت بسته‌اند‌، اما باور کنید که در سیزدهم آبان عقب نشستن خشونت بدون کشته شدن به آنان تحمیل شد. قصد سرکوب بود‌، باید تلاش کرد که ایده سرکوب را شکست داد و به سوی تعامل روی آورد. شکستن ایده سرکوب به مفهوم رسیدن به تعامل برد - برد است یعنی هیچ از اصل و اصول و حق شهروندی ساقط نمی‌شود.

اتخاذ چنین روشی در رفتن به سوی دموکراسی سودمند‌تر است‌ بخشی از حاکمیت عده‌ای را حذف کرده‌اند‌، بعد همراهان قدیمی خود را از پارلمان طرد کرده و آنان را به خیابان کشیده‌اند تا در زندان یا خانه یا گورستان ایشان را حبس کنند. باید نشان داد که در خانه‌، خیابان و حتی گورستان ایده ما بازگشت به پارلمان و نهاد‌های قانونمند انتخاباتی است‌، منتها با روش حق تجمع و انتخاب کردن و انتخاب‌شدن قانونمند.

آنان می‌خواهند در خیابان تکلیف و نتیجه را روشن کنند، اما نگاه مدنی در خیابان و در صحن دانشگاه و حتی اداره خود را نشان می‌دهد‌، اما نتیجه را در گفتگو و تعامل می‌گیرد‌ تا شاید سه قاعده "خون بس"، "اعدام بس" و "زندان بس" را در جامعه حاکم کند. با چنین باوری‌‌ باید در 16 آذر شعار داد و تجمع کرد، بی‌گمان راه آن را داوطلبان پیدا خواهند کرد‌. اگر مشعل راه این باشد‌، نقشه راه را باید مطابق با آن کشید. نخبگان‌، روشن‌فکران و دانشجویان مدیران جنبش سبز هستند که بر رهبران تاثیر و بر مردم اثر می‌گذارند. 16 آذر نماد این مدیران است.

فراموش نکنیم مدیران راهبران واقعی جنبش‌ها هستند، دقت نظر آن‌ها بسیار مهم و کارساز است. 16 آذر را باید سبز‌تر کرد‌، حتی اگر راهبرد مسالمت‌آمیز به شکست موقت منتهی شود. باید توجه داشت که بعلت خسارت کمتر امکان رشد مجدد وجود دارد باید توجه کرد که سرکوب بهار پراگ در چکسلواکی آسان نبود تا انگیزه اعتراض را نابود کند، اما کشتار وحشتناک چپ‌ها در یونان به چندین دهه حکومت سرهنگ‌ها انجامید‌، امروز یونان با وجود تاریخ وسیع‌تر از چک عقب‌تر است.

باید قبول کرد که با رندی می‌توان حاکمان را مدیریت کرد‌، حتی جناح سرکوب را، به عبارتی زمانی که قدرت کامل نداری‌، اما با اتخاذ تاکتیک مناسب‌، حتی در صورت شکست موقت می‌توان راه آینده را گشود. به نظر اینجانب مصدق با وجود ناکامی توانست راه آینده را برای پیروزی کم هزینه کند‌، اما جریان‌های چریکی دهه 1350 با وجود ایثار و عشق و فداکاری به واسطه تاکتیک نادرست راه آینده را پر هزینه و احتمال پیروزی را کاهش دادند، همان گونه که در جریان انقلاب و بعد از آن از استقلال و آزادی و جمهوریت دور شدیم.

چرا که استبداد را فقط در افراد یا جریان‌ها نمی‌توان دید‌، مصداق‌های استبداد موقتی هستند و توان بازتولید دارد. حتی می‌توان شکست را هم مدیریت کرد که هزینه‌ها کمتر باشد. در تاریخ شیعه امام حسن چنین کرد و حتی امام حسین در عاشورا. اما به گمان من این بار می‌توان به پیروزی امیدوار بود چرا که جنبش سبز اقشار حامی خود را دارد‌، چشم‌اندازی تابناک در پیش روست‌، هزاران هزار چشم امید و انگیزه انواع ابزار هنری و ادبی و همت جوانان و نیز تجربه پیران در اختیار است.

مدیران جنبش نقطه قوت و ضعف خواهند بود در مجموع جنبش تا به حال معقول و محکم به جلو آمده است و از حالت سلبی به سوی حالت اثباتی یعنی هدف‌گزاری و برنامه و خواسته حرکت خواهد کرد. حوصله‌، صبوری‌، استقامت‌، آرامش و انعطاف لازم است تا در پس ان شادی و امید است. 16 آذر را برای مدیران جنبش‌، دانشگاه که خواستار آزادی به نمادی جدید تبدیل کنیم تا از دور تکراری گذشته خلاصی یابیم.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه